محمد تقي جعفري

226

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

حواس طبيعى از ناحيهء عوامل درونى توجيه ميشوند قطعى است كه انسان در حالات طبيعى و معتدل در همهء حركات و شئون زندگيش ، در مجراى هدفها و وسايل گام برميدارد . قرار گرفتن در اين مجرا كه توجه به هدف و انتخاب وسيله را حتمى و ضرورى مىسازد ، ايجاب مىكند كه او حواس خود را به حال خود رها نكند و چشم را به آنچه كه بايد ببيند توجيه نمايد و گوش را به آن صدا كه بايد بشنود ، توجيه كند . خود همين توجيهات هدفدار باعث مىشود كه پديده هائى را كه بوسيلهء حواس به درون منتقل ميشوند ، با محتويات و خواسته‌ها و اهداف خاصى كه در درون او وجود دارند ، مربوط بسازد و نتيجه گيرى نمايد . برقرار كردن اين گونه ارتباط انتخابى نيز يكى از دلايل روشن براى اثبات تأثير و بهره بردارىهاى متنوع و متضاد از عوامل برونى است . نوع دوم - وسايل و ابزار مصنوعى شناخت . بشر براى توسعهء ارتباطات معرفتى خود با جهان هستى ، به ساختن وسايل و ابزار دقيقتر و عالىتر اقدام نموده و بموفقيتهاى بسيار چشمگير نائل شده است . ميكرسكپ و تلسكپ و ديگر وسايل بسيار ظريف و عالى را تعبيه نموده ، حتى موجودات و پديده هائى را كه مثلا با چشم طبيعى ديده نمىشوند ، مىبيند . اين وسائل و ابزار از آن جهت كه نمودها و روابط بيشترى را از جهان هستى براى ما قابل درك مىسازد ، نه تنها براى ما مهم است ، بلكه امروز با نظر به باز شدن ابعاد انسانى و سطوح طبيعت ، از اهميت حياتى برخوردار مىباشد . ولى آنچه كه در بارهء اين وسائل و ابزار مربوط به مسئلهء شناخت است ، اينست كه اين ابزار بهر درجه از عظمت و دقت هم كه برسند ، به هيچ وجه نمىتوانند دخالت حواس و شرايط درونى خاص ما را به كلى حذف نموده ذهن ما را به شكل يك آيينهء محض در آورند كه واقعيتها را آن چنان كه هستند در درون ما